تبليغاتX
پروانه احساس -

 

کاش من هم یک فلسطینی بودم .
آن وقت می دانستم کسی که بر سرم چوب و چماق می زند دشمن من است .


آن وقت می دانستم گلوله هایی که سینه ام را می شکافد از سلاح دشمن من است .


کاش من هم یک فلسطینی بودم .


آن وقت می دانستم طغیان مرا کسانی سرکوب می کند که از جنس من نیستند .


دهان اعتراض مرا کسانی پر از خون می کنند که مرا دشمن خونی خود می خوانند .


کاش من هم یک فلسطینی بودم .


آن وقت می دانستم و برایم قابل تحمل بود کسی که جسم مرا وحشیانه می درد
نمی تواند جز دشمن من باشد .


ای وطن :


تو را چه شد که این گون
برادران من
خواهران من
و هم کیشان من این چنین دد منشانه همدیگر را سلاخی می کنند .


ای وطن :


اینان از کدام طایفه اند که در لباس آریایی بر گلوی ملت کوورش خنجر می کشند .


اینان کیستند که در لباس گوسفندان مظلوم نمایی می کنند .


ای پروردگار دانا و توانا :


تو را چه شده که در برابراین قوم ظالم و ستم کار سکوت کرده ای ؟


تو که خود شاهد و ناظری


پس


این سکوت تو بی معناست
بی معنا .

 

+ نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت 10:43 توسط (( فرهاد )) |

>