
خوشا احساس خوب با تو بودن
تو را هر دم به چشم دل سرودن
خوشا آنان كه با ياد تو مستند
اميد دل به غير از تو نبستند
خوشا آن قلب پاك كودكانه
كه جز جودت ندارد او نشانه
خوشا نام تو در هر كار بردن
چه دل چسب لقمه با نام تو خوردن
خوشا آنكه دوا از تو بخواهد
تو را قادر شفا از تو بخواهد
خوشا چشمي كه از شوقت ببارد
كه بي رنگ و ريا سويت بيايد
خوشا آن ملتمس در نيمه شب ها
به خلوت با تو مي گويد سخن ها
خوشا من چون تو دارم در بر اي دوست
كه احوالم هميشه با تو نيكوست
خوشا آرامش از ياد تو بردن
شراب از كوثر لطف تو خوردن
خوشا آن وعده ي لطف الهي
همه در انتظار روي مهدي
(( فرهاد ))
باز دوباره ابري شد هواي دل بستگي
باز دوباره خاطرات سر زده از بي كسي
نبود تو كنارم بهانه ي غم شده
باز دوباره بوسه زد اشكاي دل واپسي
(( فرهاد ))

چه لطفي داشت خدايم هديه تو رو به من داد
كويري خسته بودم بارون رحمتم داد
تو اوج نا اميدي شدي اميد قلبم
تو آخرين نفس بود هواي تازه ام داد
(( فرهاد ))

هر دم از تو ياد كردم اشك بر چشمم نشست
خاطراتت زنده چون تير در قلبم نشست
رفتي بي آنكه يادي از عاشق زارت بكني
از فراغ تو خون بر چشمه چشمانم نشست
(( فرهاد ))
ز دو چشم پر شرابت گله مي كند دل من
غم عالمي تو كردي به حريم خانه ي من
دل من فداي چشمات من كه چيزي نمي خواستم
بجز آنكه تو با شي به فضاي سينه ي من
(( فرهاد ))