تبليغاتX
پروانه احساس

 

ديدم تو را .

 

آري ديدم تو را كه از دور مي آيي .

 

و چه زيباست آن دسته گل رز كه در گلدان دستانت

 جاي گرفته اند .

 

مي نشيني در كنارم .

 

و چه آرامشي مي دهد اين هم نشيني .

 

اي عزيز شادم كردي .

 

شاد .

 

و من با لبخندي از بالا تو را مي نگرم .

 

آمدنت دو چيز را برايم به ارمغان آورد .

 

اول اينكه در دل دوستم مي داشتي .

 

اين پيام را آن لباس مشكي به من داد .

 

دوم اينكه بلاخره غرورت را به خاطرم شكستي .

 

آمدي اما چه دير .

 

آمدي اما چه سود .

 

آه وافسوس

 

ديگر جاني به تن ندارم تا خوش آمد گوي قدم هايت

 باشم .

 

(( فرهاد ))

+ نوشته شده در جمعه 10 آبان1387ساعت 23:23 توسط (( فرهاد )) |

>