ديدم تو را .
آري ديدم تو را كه از دور مي آيي .
و چه زيباست آن دسته گل رز كه در گلدان دستانت
جاي گرفته اند .
مي نشيني در كنارم .
و چه آرامشي مي دهد اين هم نشيني .
اي عزيز شادم كردي .
شاد .
و من با لبخندي از بالا تو را مي نگرم .
آمدنت دو چيز را برايم به ارمغان آورد .
اول اينكه در دل دوستم مي داشتي .
اين پيام را آن لباس مشكي به من داد .
دوم اينكه بلاخره غرورت را به خاطرم شكستي .
آمدي اما چه دير .
آمدي اما چه سود .
آه وافسوس
ديگر جاني به تن ندارم تا خوش آمد گوي قدم هايت
باشم .
(( فرهاد ))
![]()
![]()
![]()
قالب و کدهای جاوا......دریای طوفانی......
طراحی از
