پروانه احساس
همه آرزوی دل شد لحظه لحظه با تو بودن
دارم اميد خدايا برسد مرحمتي ز سر لطف تو آيد به دل ما نظري دارم اميد به الطاف بلندت يا رب بر سر ما بكشي از محبت دستي (( فرهاد )) من به خاك افتاده ی كوي توام دستم بگير قطره اي از جود و اكرام توام دستم بگير چشم من مانده به درگاه تو اي پروردگار بنده ي گنه كار و پشيمان توام دستم بگير (( فرهاد )) در ره عشق هرچه دويديم فنا بود چون كودكي كه طالب ماه در آب بود ناراحتي ها بهر راحتي عشق كشيديم چه حاصل فكر عطاي لقاي دوست ببرديم چه باطل (( فرهاد )) لب ساحل تو رو من جستجو كردم به هر موجي رسيدم گفتگو كردم گرفتم من سراغت را ز مرغان هوا يك يك و ز غمت به دريا ناله ها كردم (( فرهاد ))









