تبليغاتX
پروانه احساس

 

يوسفي بودم به چاه غم فرستادي مرا

گناهم بي گناهي بود ستم كردي مرا

 

چون تو كردي خاك اين خارا را

به دست و روي باد نشاندي مرا

 

فرهاد به پاكي شد گرفتار رخت

به زير ضربه هاي غم شكست دادي مرا

 

(( فرهاد ))

+ نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور1387ساعت 3:30 توسط (( فرهاد )) |

سلام

 

به تک تک شما عزیزانم

 

شمایی که در لحظه لحظه زندگیم

 

تنهام نذاشتین و در کنارم بودین

 

و هستین

 

دارم میرم سفر

 

سفری که رفتنش با خودمه

 

و برگشتش با خداست

 

به امید خدا

 

۲۰ روز دیگه میام

 

و به محبت تمام شما عزیزانم پاسخ میدم

 

از اینکه این چند روزه نتونستم جواب بدم معذرت می خوام

 

همه شما رو به خدای متعال می سپارم

+ نوشته شده در یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 17:16 توسط (( فرهاد )) |

 

چه زيبا من تو را تصوير كردم

وز اعجاز خدا تقدير كردم

 

تو را بردم به اوج عشق و احساس

ميان يك گلستان من تو را تفسير كردم

 

(( فرهاد ))

+ نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387ساعت 14:30 توسط (( فرهاد )) |

 

بزرگ ترين غم ها :

تو قلبي هست كه در جاده يك طرفه عشق گام بر مي داره

بزرگ ترين ذجر ها :

مال كسي هست كه بدونه قلب اوني كه الهه آرزو هاشه

براي ديگري مي تپه

غم انگيز ترين ناله ها :

از آن كسي هست كه

معشوق شو در كنار ديگري ببينه

(( فرهاد ))

+ نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387ساعت 14:29 توسط (( فرهاد )) |

 

یک بوم بسازم از سکوت و انتظار

یک ورق گیرم من از سر نوشت و روزگار

 

وام گیرم یک قلم از نگاه مرغ عشق

می کشم نقش تو را بر لوح عشق

 

می زنم بر بوم خود رنگ بهشت

تا بتابد خاطرت بر سرنوشت

 

می کشم بر بوم خود خورشید روی

یک کمان بنشسته جای ابروی

 

لبهای تو را من پر حرارت می کشم

با لبخندی از رضایت می کشم

 

رنگ دل را می زنم لبان تو

عشق را جاری کنم چشمان تو

 

می کشم چشم تو را چون چشم آهو

تا که در قاب دلم گردد هیاهو

 

می کشم آن گونه ها را همچو گل خند بهار

که نشسته بر آن گل سرخ انتظار

 

می تراشم از بلور اشک شوق از بهر تو

آنچه را شایسته باشد گوش تو

 

پروانه احساس را زینت کنم بر موی تو

تا دلم بی تاب تر شود از روی تو

 

(( فرهاد ))

+ نوشته شده در جمعه 8 شهریور1387ساعت 11:52 توسط (( فرهاد )) |

>