تبليغاتX
پروانه احساس

بگو چی شد رونده شدیم

 

به این جهان خونده شدیم

 

 

تاوون کار آدم و تا کی خدا باید بدیم

 

اگه خطا کرده یکی ما چرا وامونده شدیم

 

(( فرهاد ))

+ نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 9:18 توسط (( فرهاد )) |

می خوام برم به آسمون

 

پیش خدای مهربون

 

 

به اونجا که جای منه

 

نباشه از ریا نشون

 

(( فرهاد ))

+ نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 9:15 توسط (( فرهاد )) |

به چی دلم رو خوش کنم من که ستاره ندارم

 

تو آسمون این خدا من که نشونه ندارم

 

 

خدا تو که خوب می دونی کسی دلم رو نمی خواد

 

تو مستی و تو عاشقی من که بهونه ندارم

 

(( فرهاد ))

 

+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 13:57 توسط (( فرهاد )) |

 

  امشب از خدا می خوام شب آخرم باشه

 

میون این همه آرزو آرزوی آخرم باشه

 

 

با ذره ذره ی دل شکسته از ته وجود

 

به در گاهش دعا کردم غم آخرم باشه 

 

(( فرهاد ))

+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 13:53 توسط (( فرهاد )) |

گذشت روزگاری که آسمان دل ما آبی بود

 

لحظه لحظه زندگی مان پر سر سبزی بود

 

 

روزگاری دل ما هم پر امید فرداها بود


اون همه شوق رسیدن به تنهایی بود


(( فرهاد ))

+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 12:32 توسط (( فرهاد )) |

عشق شیرین ترین شوکران یست که

زندگی در جام جدایی به دستم سپرد

تا در انتظار تو گلویی تازه کنم

(( فرهاد ))

+ نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 0:45 توسط (( فرهاد )) |

تو این همه هیاهو


خدا سهم من کو

 

اینا همه که جفتن


از دل به هم می گفتن

 

یکی نشسته دیگری کنارش


سر رو به شونه های اون سپردش

 

یکی تو دستش داره شاخه گل


می زنه بر زلف نگار سنبل

 

یکی نشسته اون طرف چه رعنا


دل میده و دل میگیره چه زیبا

 

یکی شده خیره به چشمان یار


غزل غزل ترانه گشته انگار

 

کنار جوی آب صاف و زلال


یکی لمیده دیگری بی ملال

 

نغمه ی عاشق دگر به آواز


سرود دل به گوش ماه تن ناز

 

گوش پری خود کند آن دگر


ز زینت عشق و محبت بهار

 


رقص کند به ناز و عشوه آن یک


دل برد از دلبر خود آن ملک

 

تو این همه هیاهو


خدا سهم من کو

 


(( فرهاد ))

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 20:43 توسط (( فرهاد )) |

>