تبليغاتX
پروانه احساس

پروانه احساس

همه آرزوی دل شد لحظه لحظه با تو بودن

مگر چیزی ز ما جز عشق دیدی

که دل را این چنین از ما بریدی

(( فرهاد ))

نوشته شده در یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 2:11 توسط (( فرهاد )) | |

روزی آخر میرود نامم بر دل سنگ ها

سرد سنگی سقف و مسکن خاک ها

 

می برندم کاروان یاران بر دست ها

از پسم غم گساران بسوی قبر ها

 

منزلم سازند بی در و پنجره ای

تا نتابد بر حریمم انوار ها

 

می گذارند سنگ الحد به سقفم قبل از ان

می نهندم از فراز دست ها بر خاک ها

 

تک اتاقم را نشاید یک نسیم

می شود هم نشینم مار و همدم مورها

 

هیچ چراغی نیست آویزان ز سقفم

هیچ فرشی نیست مفروش به کف ها

 

در مبارک منزلم آرام گیرم تا ابد

چون که دور شد زمن غم و حسرت ها

 

می برم آنچه را در جان و دل کاشته ام

می شود کوتاه از جهانم دست ها

 

روزی این تن می شود آنچه که بود

از روح به روح از خاک به خاک ها

(( فرهاد ))

نوشته شده در جمعه 3 خرداد1387ساعت 16:15 توسط (( فرهاد )) | |

بسته به چشمان تو جانم شده

دل کندن ز تو ابر دو چشمانم شده

 

جان منی ای رگ و خون و امید

دیدن تو آرامش روح و روانم شده

(( فرهاد ))

نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 2:4 توسط (( فرهاد )) | |

اگر دیدی سخن گفتم ز احساس قشنگم

بدان ای عشق لایق تر از تو کس ندیدم

(( فرهاد ))

نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 2:0 توسط (( فرهاد )) | |

یک عمر مرا دلبسته کردی

مرا از خانه ام آواره کردی

تو روشن کردی آتش در درونم

چه جنگی را گلم همراه کردی

(( فرهاد ))

نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 1:43 توسط (( فرهاد )) | |

عمریست که دل را به شقایق دادم

دل پیر تو شد جان به دقایق دادم

عمری به دنبال تو ای عشق دویدم

دردی ست جدایی که دل را به حقایق دادم

(( فرهاد ))

نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 1:40 توسط (( فرهاد )) | |