پروانه احساس
همه آرزوی دل شد لحظه لحظه با تو بودن
کاش این سینه پر درد مرا کسی چاره کند کاش مرا شوکرانی بدهند و خلاصم بکنند دشت پرگل را سفر کردم بهاران لمیدم زیر چتر بید مجنون به گل ها یک به یک چشمی نواختم سرودم نغمه های عاشقانه به پیش دیده یک صحرا شقایق
یا که این زنجیر اسارت را کسی پاره کند
یا کسی فکری بر احوال این ویرانه کند
(( فرهاد )) نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت
1:28 توسط (( فرهاد )) | |
نشستم در کنار جویباران
دل خود را سپردم دشت گلگون
به تار دل آهنگی نواختم
نگاهم بر زمین شد عارفانه
نشانی باشد از قلب دو عاشق
(( فرهاد )) نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت
1:16 توسط (( فرهاد )) | |

