کاش این سینه پر درد مرا کسی چاره کند
یا که این زنجیر اسارت را کسی پاره کند
کاش مرا شوکرانی بدهند و خلاصم بکنند
یا کسی فکری بر احوال این ویرانه کند
(( فرهاد ))
دشت پرگل را سفر کردم بهاران
نشستم در کنار جویباران
لمیدم زیر چتر بید مجنون
دل خود را سپردم دشت گلگون
به گل ها یک به یک چشمی نواختم
به تار دل آهنگی نواختم
سرودم نغمه های عاشقانه
نگاهم بر زمین شد عارفانه
به پیش دیده یک صحرا شقایق
نشانی باشد از قلب دو عاشق
(( فرهاد ))
دوستان عزیز سلام
با عرض معذرت از اینکه مدتی به طور مرتب نیستم
تا جواب محبت های تک تک شما عزیزان و بدم .
پدرم در بیمارستان بستری هست و من
حسابی گرفتار و درگیر کاراش .
بازم از همگی عذر می خوام
محتاج دعای شما خوبان