
خبرت نیست به دل زخم تو تازه ست هنوز
سال ها رفت ولی داغ تو مانده ست هنوز
دل بی چاره من در به در کوی تو شد
بنگر عشق در قلب من پیداست هنوز
(( فرهاد ))


دلتنگ نشو عزیزم من که هنوز باهاتم
تو غصه و غم و درد هنوز که تکیه گاتم
اگر چه بی فروغه ز دیدن تو چشمم
من که هنوز نمردم رفیق گریه هاتم
هنوز یه نیمه جونی مونده برام توی تن
قربون چشمات برم من که هنوز فداتم
کنار خاطراتت یه اسمی از ما ببر
ببین که من هنوزم عاشق و چشم به راتم
(( فرهاد ))


نمی دانم دل تنگم به دنبال چه می گردد
کدامین کعبه می جوید کدامین راه می پوید
دل خود را کجا گم کرده ام یاران
که احساسم پی گم گشته ام می گردد
(( فرهاد ))

عاشقم سخن از عشق نگویم چه بگویم
اگر از وصف گل روی تو نگویم چه بگویم
تو که محراب دلی ای گل خوش بو
من اگر راز دل با تو نگویم چه بگویم
(( فرهاد ))


به کی بگم که شب ها سحر نمیشه بی تو
ابری آسمونم آبی نمیشه بی تو
به کی بگم دل من گرفته از غم تو
دلم هوا تو کرده باز نمیشه بی تو
(( فرهاد ))