پروانه احساس
همه آرزوی دل شد لحظه لحظه با تو بودن
خواهی ز من ای گل که فراموش کنم روی تو را ؟ خواهی ز نظر دور شوی نور ز چشمم ببری ؟ گل باغ آرزوهام گم شدی کجای قصه تو کجایی که من و شب و ستاره چشم به راه تو نشستیم بیا و شاد کن دل ما را به سلامی به کلامی

بوی آن شبنم بنشسته بر موی تو را ؟
آن خاطره های شیرین کوی تو را ؟
(( فرهاد )) نوشته شده در سه شنبه 4 دی1386ساعت
3:12 توسط (( فرهاد )) | |

خبر از دلم نداری بی تو گشته پر ز غصه
که برای دیدن تو خواب چشم خود شکستیم
ببرابر غم ما را به نسیم یک نگاهی
(( فرهاد )) نوشته شده در سه شنبه 4 دی1386ساعت
3:6 توسط (( فرهاد )) | |



