
با تو زیبا ترین احساس را تجربه کردم .
با تو تا اوج آسمان ها به معراج عشق رفتم .
با تو به آرامشی رسیدم که توان توصیف ندارم .
با تو بود که خود را شناختم و کامل شدم .
و توای نیمه کمشده ی من
گاش بدانی چه لطافت و چه طراوتی به این نیمه جان دادی .
و ای نسیم بهاری دریغ مکن از من وزیدن را .
که بی تو خشکیده می شوم و میمیرم .
مرا تنها رها مکن
که این هیچ بی تو میمیرد و تاب تنهایی ندارد .
(( فرهاد ))

بیا با هم گریه کنیم
شاید همین اشک ها تنها نقطه مشترک باشد که ما را به هم پیوند میدهد
با تمام وجود تو را می خواهم .
و تو ای خورشید راهم
و ای ماه شبم
من تنها می توانم زیر نور مهتاب بنشینم و از پنجره دل
در سکوت و تنهایی
تو را تماشا کنم
و در حسرت بدست نیاوردنت بسوزم .
بسوزم و با خود بگویم :
شاید
شاید که در عالمی دیگر تو را بدست آورم و در کنارت باشم
به سوز دل
و به پاکی ی آبهای چشمه چشم قسم این تنها امید من است
(( فرهاد ))