پروانه احساس
همه آرزوی دل شد لحظه لحظه با تو بودن
می رسد روزی که معبودم ببینم ای غم آشنای من تویی کاش که درونم را ببینی خداوندا به سامانم برسان از این درد ها خسته ام به درمانم برسان در حسرت تو تا به کی سوزم معشوق تویی به دیدارم برسان (( فرهاد ))
راحت جان آسایش قلبم ببینم
می رسد روزی که روح از تن درآید
شاید آن ماه و مهتابم ببینم
(( فرهاد ))

همدم روز و شبای من تویی
آنکه با من تا ابد ماند تویی
یار دیرین با وفای من تویی
(( فرهاد ))

اشک های خون چکانم را ببینی
می رسد هر دم به قلبم زخمی تازه
کاش میشد التیام زخم هایم را ببینی
(( فرهاد ))

ادامه مطلب

