تبليغاتX
پروانه احساس

می رسد روزی که معبودم ببینم
راحت جان آسایش قلبم ببینم

می رسد روزی که روح از تن درآید
شاید آن ماه و مهتابم ببینم
((
فرهاد ))

+ نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 17:54 توسط (( فرهاد )) |

ای غم آشنای من تویی
همدم روز و شبای من تویی

آنکه با من تا ابد ماند تویی
یار دیرین با وفای من تویی
((
فرهاد ))

+ نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 17:36 توسط (( فرهاد )) |

کاش  که درونم را ببینی
اشک های خون چکانم را ببینی

می رسد هر دم به قلبم زخمی تازه
کاش میشد التیام زخم هایم را ببینی
((
فرهاد ))

+ نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 17:27 توسط (( فرهاد )) |

خداوندا به سامانم برسان

از این درد ها خسته ام به درمانم برسان

در حسرت تو تا به کی سوزم

معشوق تویی به دیدارم برسان

(( فرهاد ))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد1386ساعت 17:6 توسط (( فرهاد )) |

>