پروانه احساس
همه آرزوی دل شد لحظه لحظه با تو بودن
ای کبوتر پر کشیده ز بامم بازآ بنشین به کنارم مونس جانم بازآ آرامش جان هم نفسم تکیه گه من بی تو می میرم دراین سکوت تنهایی بازآ چون آب خنک کویر ماندست آغوش گرم و چشمه چشمت بازآ (( فرهاد )) دیدم تک درختی در بیابان یک دم آرمیدم به زیر سایبان در میان شاخه ها دیدم لانه ها ساخته بودند از عشق جفت جفت پرنده ها شور و غوغائی بود وفرخندگی آن درخت سبز می خواند سرود زندگی بدو گفتم : عجب سر زنده ای با رفیقان چه خوش بنشسته ای گفت : مرا این ظاهر خندان مبین این همه مستی و شادی را نبین بر خلاف ظاهر شاد برون بیا تا بگویم با تو اسرار درون گر تو خواهی بشنوی درد دلم یک دمی بنشین کنار منزلم گر که خندان می کنم مخلوق را جمله این بی پناهان محجوب را چون نمی خواهم بپوسم از تکی از این همه دلتنگی و دلواپسی مبنای قضاوت را منه بر ظاهرم چشم دل باز کن که بینی باطنم هر که را در این جهان او آفرید از برایش مرحمی از دل دمید لیک من درمانده ام از برای چه گرفتار مانده ام نیست پایی از برای رفتنی تا بیابم گوشه ای یک مرهمی باورم کن دوست من وامانده ام از دل و عشق و جنون جا مانده ام یا رب این نیست سزای دل ما تنهایی که به لب خنده و خون چکد از دل بر دامنم از تنهایی ××××××××××××××××××× شنیدم چون سخن های درخت فرو رفتم در افکار خود سخت دیدم که بسیاری ز ما همچو درختی تکیم در میان جمع اما تنها و تکیم بی پر و بالیم چون پرنده در قغس در حسرت داشتن یاری هم نفس (( فرهاد )) یک بوم بسازم از سکوت و انتظار یک ورق گیرم من از سر نوشت و روزگار وام گیرم یک قلم از نگاه مرغ عشق می کشم نقش تو را بر لوح عشق می زنم بر بوم خود رنگ بهشت تا بتابد خاطرت بر سرنوشت می کشم بر بوم خود خورشید روی یک کمان بنشسته جای ابروی لبهای تو را من پر حرارت می کشم با لبخندی از رضایت می کشم رنگ دل را می زنم لبان تو عشق را جاری کنم چشمان تو می کشم چشم تو را چون چشم آهو تا که در قاب دلم گردد هیاهو می کشم آن گونه ها را همچو گل خند بهار که نشسته بر آن گل سرخ انتظار می آنچه را شایسته باشد بر گوش تو پروانه احساس را زینت کنم بر موی تو تا دلم بی تاب تر شود از روی تو (( فرهاد )) خداوندا مرا آرامشی نیست برای این دلم آسایشی نیست به هر قبله که رو کردم خیری ندیدم به غیر از تو مرا نیایشی نیست (( فرهاد )) مرا پیوسته می خواند ندایی که عشق آهسته میآید کجایی بکوبد کوبه دل با لطافت نشیند بر حریمت با ظرافت (( فرهاد )) 







.gif)



