پروانه احساس
همه آرزوی دل شد لحظه لحظه با تو بودن
زندگی را عشق معنا می کند حاکم اوست حکومت به دلها می کند ما همه بندگانیم به درگاه دوست مهربان اوست مشق سرنوشت ها می کند گر که تسلیم رضای او شوی برایت بهترین مصلحت ها می کند (( وقتی که دلم هوای دلدار نمود پروانه احساس مرا آن گل زیبای تو بیدار نمود رو سوی زمین و آسمان تو نمودم جام دلم از شراب عشق سرشار نمود (( فرهاد )) دوست دارم من تو را ای شراب آرزو ای همه دین و امید و آبرو دوست دارم در آغوش کشم چشم تو را (( فرهاد )) هر چه فریاد داشتم برون ریختم از حنجره ای خدا نظری نیست سوی این الهی بشکنه دستی که اسیردیوارم کرد مرا جدا ز عزیزانم کرد (( فرهاد )) عکس مهتاب در دل دریا چه زیباست هر چه سنگش میزنی باز همان جاست نگارا دل ما دریا و مهتاب تویی تو هر چه دلم می شکنی مهر تو باز در دل ماست (( فرهاد )) پروانه احساس مرا آن گل خوش بوی تو مجذوب نمود عشق را زنده بنام زیبای تو محبوب نمود سوی آشیانه تو پر کشید پرنده وجود طغیان دلم را دل سبز تو سرکوب نمود (( فرهاد ))






ادامه مطلب





.jpg)
