کاش من هم یک فلسطینی بودم .
آن وقت می دانستم کسی که بر سرم چوب و چماق می زند دشمن من است .
آن وقت می دانستم گلوله هایی که سینه ام را می شکافد از سلاح دشمن من است .
کاش من هم یک فلسطینی بودم .
آن وقت می دانستم طغیان مرا کسانی سرکوب می کند که از جنس من نیستند .
دهان اعتراض مرا کسانی پر از خون می کنند که مرا دشمن خونی خود می خوانند .
کاش من هم یک فلسطینی بودم .
آن وقت می دانستم و برایم قابل تحمل بود کسی که جسم مرا وحشیانه می درد
نمی تواند جز دشمن من باشد .
ای وطن :
تو را چه شد که این گون
برادران من
خواهران من
و هم کیشان من این چنین دد منشانه همدیگر را سلاخی می کنند .
ای وطن :
اینان از کدام طایفه اند که در لباس آریایی بر گلوی ملت کوورش خنجر می کشند .
اینان کیستند که در لباس گوسفندان مظلوم نمایی می کنند .
ای پروردگار دانا و توانا :
تو را چه شده که در برابراین قوم ظالم و ستم کار سکوت کرده ای ؟
تو که خود شاهد و ناظری
پس
این سکوت تو بی معناست
بی معنا .
10:43
| (( فرهاد ))
|
بلاخره روز ۲۲ اردیبهشت هم اومد
روز تولد داداش فرهاد
از طرف همه تون تولدم مبارک









12:40
| (( فرهاد ))
|

چه شكوه و عظمتي در بوسه هاست :
آنگاه كه آسمان در افق با لطافت فراوان لب هاي
زمين را به گرمي و آرامي مي بوسد .
و دريا چه شور و اشتياقي دارد
،
در آن هنگام كه چون كودكي خود را بر انگشتان پا
بالا مي كشد تا لب هاي آسمان را ببوسد .
و اوج زيبايي ست بوسيدن خورشيد ، كه در هر
غروب صلابت كوه را به آغوش مي كشد تا او را
غرق در بوسه هاي آتشين خود كند .
و پر باران ترين بوسه ي معشوق از آن ماهي ست
، كه براي تشكر از با هم بودن نثار عاشق خود مي
كند .
(( فرهاد ))
0:55
| (( فرهاد ))
|

آمد از راه بهاری که پر گل کرده
دشت و صحرا و زمین را پر سنبل کرده







سلام همراهان و هم دلان
خوبین دوستان عزیز و مهربونم
بهار داره میاد
فصل عشق و عاشقی
فصل طراوت و تازگی
فصل نو کردن
فصل دور انداختن کهنگی
امیدوارم سال جدید سالی باشه پر از قشنگی و لحظات
خاطره انگیز
انشااله دل هامون و رنگ نو بزنیم
کلبه درون خودمون و عطر آگین کنیم
خاطره های قشنگ و زنده نگه داریم و بد هاشو دور
بریزیم
سالی پر از آرامش و شادی براتون آرزومندم
امیدوارم گل خنده همیشه رو لب هاتون شاد و باطراوت
بمونه
عزیزانم :
عید بر همگی مبارک
12:24
| (( فرهاد ))
|
نمی تونم شعری بگم که غم میونش نباشه
چکار کنم خنده آخه با دل من جور نمیشه
وقتی به غم میگم برو همراهی لازم ندارم
میگه که غیر من کسی رفیق پا به پات میشه ؟
هر جا میرم صف به صفه خاطره هات
می کشم هر کدوم و باز چند تا دیگه زنده میشه
گلایه کردم به خدا اگر نبودی قسمتم
پس چرا آشنا شدیم کار دلم پس چی میشه
هر چی به تقویم دلم ورق زدم یکی یکی
صفحه به صفحه اسم توست یاد تو که گم نمیشه
(( فرهاد ))
9:59
| (( فرهاد ))
|

من و سكوت و يك اتاق خالي
يه صندلي يه پنجره يه آسمون آبي
يه گلدون و چند شاخه از ياد تو
هر چي قشنگي هست ميده بوي تو
پلك هام و آهسته رو هم مي ذارم
تصويري از ماه خودم مي سازم
مرغ دلم پر مي كشه تو ابرا
باز من و با خود مي بره به بالا
پر مي كنم گلدون و از خاطرات
دو مرواريد به جاي گوشواره هات
دو شاخه نرگس جاي هر دو چشمات
مريم و ياد عطر اون نفس هات
لاله تو گلدون جاي لب هاي توست
گرمي خورشيد خبر از شور توست
شرم نگاهت گل آفتاب گردون
به كام تو بگرده چرخ گردون
براي آرايش گونه هاتم
چند شاخه لاله عباسي مي ذارم
دوخته مي شه به هر گلي چشم من
نقش مي بنده صورتت ذهن من
(( فرهاد ))

3:53
| (( فرهاد ))
|