تبليغاتX


پروانه احساس

شنبه 6 تیر1388


 

کاش من هم یک فلسطینی بودم .
آن وقت می دانستم کسی که بر سرم چوب و چماق می زند دشمن من است .


آن وقت می دانستم گلوله هایی که سینه ام را می شکافد از سلاح دشمن من است .


کاش من هم یک فلسطینی بودم .


آن وقت می دانستم طغیان مرا کسانی سرکوب می کند که از جنس من نیستند .


دهان اعتراض مرا کسانی پر از خون می کنند که مرا دشمن خونی خود می خوانند .


کاش من هم یک فلسطینی بودم .


آن وقت می دانستم و برایم قابل تحمل بود کسی که جسم مرا وحشیانه می درد
نمی تواند جز دشمن من باشد .


ای وطن :


تو را چه شد که این گون
برادران من
خواهران من
و هم کیشان من این چنین دد منشانه همدیگر را سلاخی می کنند .


ای وطن :


اینان از کدام طایفه اند که در لباس آریایی بر گلوی ملت کوورش خنجر می کشند .


اینان کیستند که در لباس گوسفندان مظلوم نمایی می کنند .


ای پروردگار دانا و توانا :


تو را چه شده که در برابراین قوم ظالم و ستم کار سکوت کرده ای ؟


تو که خود شاهد و ناظری


پس


این سکوت تو بی معناست
بی معنا .

 


10:43 | (( فرهاد )) |

شنبه 30 خرداد1388


كاش مرا گوشه ي چشمي داشتي

در دل خود تو ز ما شور و نوايي داشتي

 

كاش كه در حسرت تو خون به دل ما نبود

اين همه ديده ما تشنه به ديدار نبود

 

با دل ما تو چه كردي كه چنين غم زده شد

يك به يك خاطره ها همه ماتم زده شد

 

(( فرهاد ))


3:23 | (( فرهاد )) |

شنبه 30 خرداد1388


بوسه به احساس تو مي زنه آرزوهام

ديدن روي ماهت شادي هر دو چشمام

 

وقتي كه توي خونه حس مي كنم وجودت

غرق تمنا ميشه حالت قلب تنهام

(( فرهاد ))


3:19 | (( فرهاد )) |

پنجشنبه 21 خرداد1388


 

ديشب ز دل شكايت بردم به پيش بابا

گفتم كه خسته گشتم من از حضور غم ها

 

دستي به سر كشيدم گفتا صبور بابا

من گر ببندمت در باشد به مصلحت ها

 

گفتم كه چاره ام چيست من مانده در سكوتم

گفتا كه اين سكوتت پلي ست سوي بابا

 

هر چه كه بد تو بيني آن ظاهر است و باطن

خير و صلاح فرزند بهتر ببيند بابا

 

من در هواي كويت هر دم به چاره باشم

تا تو مرا بخواني در لا بلاي شب ها

 

اي چشمه ي حقيقت اي آفتاب رحمت

هر كس به هر زباني گويد ثناي بابا

 

(( فرهاد ))


17:10 | (( فرهاد )) |

پنجشنبه 21 خرداد1388


 

خنده دارم بر لبم تا كس نپرسد از غمم

كس نداند هر شبم جز غم نباشد همدمم

 

لب به لب هر شب به لب اشك مرا بوسه زند

دم به دم با هر دم آتش مي كشد بر پيكرم

((‌فرهاد ))


16:29 | (( فرهاد )) |

دوشنبه 11 خرداد1388


 

تقديم به روح پدر عزيز و بزرگوارم

 

گفتي كه اشكي به مزارم نريز

موقع بدرقه تو خنده بريز

 

ناله نكن ذجه مزن بر تنم

من غم هجران شما مي برم

 

هر چه كه كردم بر كاشانه بود

در همه عمرم غزلم خانه بود

 

هر چه ملامت كه ز چرخم رسيد

شكر خدا كردم و صبرم رسيد

 

هيچ نخواستم بر خود ز دنيا

راحت تان مقدم بر كارها

 

غره نشد نفس به اموال خويش

يا كه كنم ناله ز بيداد خويش

 

هر چه مرا كرد مقدر خدا

جز سر تعظيم نكردم جدا

 

هر چه مرا از بر جانان رسيد

صبر و تحمل همه با هم رسيد

 

اي پدر اي رنج كشيده صبور

ما خجل از غفلت ايام كور

 

اي كه نبودت نيمه ي رفته ام

جاي تو خالي ست چه بايد كنم

 

اشك مگر چاره كند كار ما

ناله مگر اثر كند درد ما

 

گر كه ز چشم و ز دل خون چكد

يا كه از اندوه تو خنده خشكد

 

هيچ به راه تو نكرديم ما

چون كه تو رفتي خرابيم ما

 

(( فرهاد ))


21:44 | (( فرهاد )) |

جمعه 1 خرداد1388


ديشب با دو دستم يه صندلي ساختم .

چونه ام آرام روي اون نشست ،

و از كنار پنجره به ماه خيره شدم .

آره

همون ماهي كه شب هاي تنهايي نقطه ي مشترك بين نگاه هامون بود .

براي چند لحظه از اين دنيا رفتم .

تمام خاطرات حلقه ي فيلمي بود كه به سرعت از جلوي چشمام مي گذشت .

يه لبخند مليح تمامي صورتم رو نوازش مي داد .

مرور گذشته ، احساس قشنگي بود مثل نسيم بهاري ، كه روح خسته ام را غرق بوسه مي كرد .

آه ه ه ه ه ه ه ،

يادش به خير .

چه آسمون و ريسموني مي بافتيم تا چند دقيقه با هم بودن و به اوج احساس برسونيم .

آهسته آهسته برگ ريزان تبسمم آغاز شد .

خنكي غريبي در پشت دست هام من و از عالم رويا بيرون كشيد ،

چونه ام برخاست و چشم به صندلي دوخت كه خيس خيس شده بود .......

(( فرهاد ))


2:16 | (( فرهاد )) |

پنجشنبه 31 اردیبهشت1388


زيبا تر از آني كه سخن وصف تو گويد

يا آنكه قلم ز چهره تحرير تو گويد

 

چون آب رواني به تن تشنه ي صحرا

كه جز به خدا كس نتواند كه تقدير تو گويد

(( فرهاد ))


1:14 | (( فرهاد )) |

سه شنبه 22 اردیبهشت1388


 

 

بلاخره روز ۲۲ اردیبهشت هم اومد

روز تولد داداش فرهاد

از طرف همه تون تولدم مبارک


12:40 | (( فرهاد )) |

سه شنبه 22 اردیبهشت1388



12:26 | (( فرهاد )) |

چهارشنبه 16 اردیبهشت1388


چه شكوه و عظمتي در بوسه هاست :

آنگاه كه آسمان در افق با لطافت فراوان لب هاي

 زمين را به گرمي و آرامي مي بوسد .

 و دريا چه شور و اشتياقي دارد ،

 در آن هنگام كه چون كودكي خود را بر انگشتان پا

 بالا مي كشد تا لب هاي آسمان را ببوسد .

 و اوج زيبايي ست بوسيدن خورشيد ، كه در هر

 غروب صلابت كوه را به آغوش مي كشد تا او را

غرق در بوسه هاي آتشين خود كند .

 و پر باران ترين بوسه ي معشوق از آن ماهي ست

 ، كه براي تشكر از با هم بودن نثار عاشق خود مي

 كند .

(( فرهاد ))


0:55 | (( فرهاد )) |

چهارشنبه 9 اردیبهشت1388


 

تو اين سال جديد مي خوام شاگرد خوبي باشم براي استاد هام

مي خوام باور كنم حضور خدا رو .

بياموزم از غم وفا رو .

نجابت رو از اسب

رفاقت رو از اشك

شرم نگاه رو از آفتاب گردون

يگانه بودن رو از ماه

محبت رو از خورشيد

احساس رو از گل سرخ

شجاعت رو از اعتراف

سر به زير بودن و از درخت

پاكي رو از چشمه

مي خوام كه پيله غم و پاره كنم

به اين اميد شايد كه پروانه بشم

مي خوام تا اونجا كه ميشه شرمنده ي وجدان نشم

یه لبخند جدید بزنم به روی زندگی نو

برام دعا كنين

تا شاگرد خوبي باشم

(( فرهاد ))


18:19 | (( فرهاد )) |

شنبه 29 فروردین1388


چقد سخته باور كنم سكوت سرد بي تو بودن را .

لمس خاطرات و خانه ي خالي از حضور تو را .

وجودم همچو گلداني ست بدون گل ٬

كه ديگر بهايي ندارد و كسي به آن اعتنايي نمي

ورزد .

هيچ كس عطش درونم را حس نمي كند ٬

چون ديگر دليلي نيست تا گلوي گلدان را آبي

بخيساند .

(( فرهاد ))


22:58 | (( فرهاد )) |

شنبه 8 فروردین1388

غم انگیز ترین عیدی عمرم

 

كاش در آن شب غفلت مي دانستم

 

چشمانم آخرين بوسه ها ست كه به نفسهايت مي

 زند

و از پس خورشيد فردا

 

ما ديگر زير سايه ي پر مهر پدر نخواهيم بود

 

(( فرهاد ))


7:38 | (( فرهاد )) |

جمعه 30 اسفند1387


حتما كليك كنيد

 

http://www.persiancards.com/norooz1.htm


3:39 | (( فرهاد )) |

پنجشنبه 29 اسفند1387


آدم ها تو زندگي 2 دسته اند :

يا عاقلند و از تجربه هاي ديگران براي ساختن

زندگي بهتراستفاده مي كنند

يا اينكه خود تجربه اي مي شوند تا سر مشقي

باشند براي زندگي مردمان

 

(( فرهاد ))


16:2 | (( فرهاد )) |

چهارشنبه 28 اسفند1387


 

آمد از راه بهاری که پر گل کرده


دشت و صحرا و زمین را پر سنبل کرده

سلام همراهان و هم دلان


خوبین دوستان عزیز و مهربونم


بهار داره میاد


فصل عشق و عاشقی


فصل طراوت و تازگی


فصل نو کردن


فصل دور انداختن کهنگی

 

امیدوارم سال جدید سالی باشه پر از قشنگی و لحظات

 خاطره انگیز


انشااله دل هامون و رنگ نو بزنیم


کلبه درون خودمون و عطر آگین کنیم


خاطره های قشنگ و زنده نگه داریم و بد هاشو دور

بریزیم

 

سالی پر از آرامش و شادی براتون آرزومندم


امیدوارم گل خنده همیشه رو لب هاتون  شاد و باطراوت

 بمونه


عزیزانم :

عید بر همگی مبارک


12:24 | (( فرهاد )) |

دوشنبه 26 اسفند1387


اين كلمه چيست ؟

 


3:42 | (( فرهاد )) |

یکشنبه 25 اسفند1387


 

هر شب دل از غم تو تا صبح ناله دارد

هر شب ز خالق خود حاجت به سجده دارد

 

چشمان انتظارم ديگر توان ندارند

هر شب از اين همه گل باغي ز لاله دارد

 

خون شد دلم ز دوري خسته شد از صبوري

با اين همه گلايه اميد تازه دارد

(( فرهاد ))


10:41 | (( فرهاد )) |

یکشنبه 18 اسفند1387


Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service 

نمی تونم شعری بگم که غم میونش نباشه

 

چکار کنم خنده آخه با دل من جور نمیشه

 

 

وقتی به غم میگم برو همراهی لازم ندارم

 

میگه که غیر من کسی رفیق پا به پات میشه ؟

 

 

هر جا میرم صف به صفه خاطره هات

 

می کشم هر کدوم و باز چند تا دیگه زنده میشه

 

 

گلایه کردم به خدا اگر نبودی قسمتم

 

پس چرا آشنا شدیم کار دلم پس چی میشه

 

 

هر چی به تقویم دلم ورق زدم یکی یکی

 

صفحه به صفحه اسم توست یاد تو که گم نمیشه

 

 

(( فرهاد ))


9:59 | (( فرهاد )) |

دوشنبه 5 اسفند1387


 

من و سكوت و يك اتاق خالي

يه صندلي يه پنجره يه آسمون آبي

 

يه گلدون و چند شاخه از ياد تو

هر چي قشنگي هست ميده بوي تو

 

پلك هام و آهسته رو هم مي ذارم

تصويري از ماه خودم مي سازم

 

مرغ دلم پر مي كشه تو ابرا

باز من و با خود مي بره به بالا

 

پر مي كنم گلدون و از خاطرات

دو مرواريد به جاي گوشواره هات

 

دو شاخه نرگس جاي هر دو چشمات

مريم و ياد عطر اون نفس هات

 

لاله تو گلدون جاي لب هاي توست

گرمي خورشيد خبر از شور توست

 

شرم نگاهت گل آفتاب گردون

به كام تو بگرده چرخ گردون

 

براي آرايش گونه هاتم

چند شاخه لاله عباسي مي ذارم

 

دوخته مي شه به هر گلي چشم من

نقش مي بنده صورتت ذهن من

 

(( فرهاد ))


3:53 | (( فرهاد )) |

دوشنبه 21 بهمن1387


خوشا احساس خوب با تو بودن

تو را هر دم به چشم دل سرودن

 

خوشا آنان كه با ياد تو مستند

اميد دل به غير از تو نبستند

 

خوشا آن قلب پاك كودكانه

كه جز جودت ندارد او نشانه

 

خوشا نام تو در هر كار بردن

چه دل چسب لقمه با نام تو خوردن

 

خوشا آنكه دوا از تو بخواهد

تو را قادر شفا از تو بخواهد

 

خوشا چشمي كه از شوقت ببارد

كه بي رنگ و ريا سويت بيايد

 

خوشا آن ملتمس در نيمه شب ها

به خلوت با تو مي گويد سخن ها

 

خوشا من چون تو دارم در بر اي دوست

كه احوالم هميشه با تو نيكوست

 

خوشا آرامش از ياد تو بردن

شراب از كوثر لطف تو خوردن

 

خوشا آن وعده ي لطف الهي

همه در انتظار روي مهدي

 

(( فرهاد ))


17:50 | (( فرهاد )) |

چهارشنبه 16 بهمن1387


 

باز دوباره ابري شد هواي دل بستگي

باز دوباره خاطرات سر زده از بي كسي

 

نبود تو كنارم بهانه ي غم شده

باز دوباره بوسه زد اشكاي دل واپسي

(( فرهاد ))


18:44 | (( فرهاد )) |

چهارشنبه 16 بهمن1387


چه لطفي داشت خدايم هديه تو رو به من داد

كويري خسته بودم بارون رحمتم داد

 

تو اوج نا اميدي شدي اميد قلبم

تو آخرين نفس بود هواي تازه ام داد

(( فرهاد ))


18:40 | (( فرهاد )) |

چهارشنبه 16 بهمن1387


هر دم از تو ياد كردم اشك بر چشمم نشست

خاطراتت زنده چون تير در قلبم نشست

 

رفتي بي آنكه يادي از عاشق زارت بكني

از فراغ تو خون بر چشمه چشمانم نشست

(( فرهاد ))


18:36 | (( فرهاد )) |

چهارشنبه 16 بهمن1387


 

ز دو چشم پر شرابت گله مي كند دل من

غم عالمي تو كردي به حريم خانه ي من

 

دل من فداي چشمات من كه چيزي نمي خواستم

بجز آنكه تو با شي به فضاي سينه ي من

(( فرهاد ))


18:11 | (( فرهاد )) |

جمعه 27 دی1387


 

چقدر قشنگه احساس وقتي به رنگ عشقه

چقدر بلنده اقبال وقتي نشون عشقه

 

چه عطري داره نفس وقتي كه اسمت مياد

چه طعمي داره زندگي وقتي شيرين به عشقه

 

(( فرهاد ))

 


10:46 | (( فرهاد )) |

سه شنبه 17 دی1387


 

ما به جز تو به دل غصه ای نداریم

به جز آغوش پر مهر تو آرزویی نداریم

 

ما که به جز تو هم رازی نداشتیم

بساز با ما که هم سازی نداریم

 

تو تک ستاره منی در آسمان رویا

بمان ما که جز تو تمنایی نداریم

 

(( فرهاد ))


1:0 | (( فرهاد )) |

جمعه 29 آذر1387


چه فايده داره اون اشك وقتي ثمر نداره

چه فايده اون دعاها وقتي اثر نداره

 

چقدر بگم خدايا يه نيم نگاه به ما كن

وقتي كه بنده ي تو از تو خبر نداره

 

چقدر نگاه به ساعت چقدر ورق به تقويم

مي گذره ماه و سالي كه توش قمر نداره

 

گناه هر روز ما بزرگ تر از روز قبل

واسه همينه حتي نفرين خطر نداره

 

(( فرهاد ))


5:34 | (( فرهاد )) |

جمعه 29 آذر1387


 

چقدر بگم خدا خدا

چقدر دعا چقدر ثنا

 

خدا مگه خوشت مياد اين همه التماس كنم

اين همه دست اين همه سر بالا كنم

 

تو خوب مي دوني چي مي خوام

تو خود مي خوني چي ميگم

 

خدا ديگه كم شده اين تحملم

باز دوباره يه كفر نو دارم ميگم

 

(( فرهاد ))


5:18 | (( فرهاد )) |

______________________________________________________________________________________-

کد آهنگ